گره بزن به شب من ستاره هایت را
در انتظار گشایش بخوان دعایت را
که بوده ام؟ تو که بودی؟ چه رفته بر من و تو؟
غریبه باز بگو نام آشنایت را
عجیب در تب آشفتگی پریشانم
ببار بر تن من دست مبتلایت را
به راهی آمده بودم که رفته رفته دلم
شنید از شب بیراهه رد پایت را
سکوت خیره شده درهراس پوسیدن
بپیچ بر غم این تیرگی صدایت را
برای من که به پایان سرد میریزم
بگو بسوزم از آغاز ماجرایت را
+ نوشته شده توسط علی قربان نژاد در و ساعت
|

